قالب وبلاگ قالب وبلاگ
همه چیز از همه جا

همه چیز از همه جا
 
اس ام اس/جوک

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 توسط تنها

 

رفتم یه سیمکارت همراه اول خریدم

ایرانسل بهم اس داده :فکر نمیکردم بهم خیانت کنی !واست متأسفم!

بای !

.

میخوام اگه قسمت باشه یه آبمیوه فروشی باز کنم

چون ۸۰ ٪ دوستام نقش هویجو دارن !

.

یه سوال پرسیدن که آیا حاضری به دوران بچگیت برگردی و بزرگ نشی ؟

دختره ۱۱ ساله رفته زده : آره !

با این تفاسیر دهه شصت نسل دایناسورها محسوب میشه !

.

بعضیا هستن اصن نمیشه دوسشون نداشت !

مثلا خودم ^-^

.

بعضیا اینقد خوشگلن که دیگه شورشو در آوردن

.

تلویزیون بچهه رو نشون داد حافظ کل قرآن بود.

آقام گفت یاد بگیر همسن توئه!

یهو باباشم نشون دادن که اونم حافظ کل قرآن بود آقام کانالو عوض کرد!

(عیدونه)

.

ایرانسل در آینده ای نزدیک :

مشترک گرامی

اومدم سر کوچتون ، در خونتون خونه نبودی

راستشو بگو با همراه اول کجا رفته بودی !؟

.

خیلیا پایِ معرفتِ خودشون وایسادن

نه خوبیِ شما !

.

یکی از اشتباهات زندگی ، آدم حساب کردن اونایی که آدم نبودن

هنوز هم نشدن ، بعدا هم نمیشن !

.

خاطرات ، تمام نمیشوند ؛ تمامت میکنند !

..

دنیا رو می بینی ؟

حرف حرف میاره ، پول پول میاره ، خواب خواب میاره

ولی محبت خیانت میاره !

.

خاطره یعنی یک سکوت غیر منتظره میان خنده هایی بلند!

.

توی دنیا دوستهای خوب محدودن

ولی دوستایِ خوب ، دنیایِ نامحدودن

.

در روزگاری که “سلام” و “خداحافظ” فرقی‌ با هم ندارند

نه ماندن کسی‌ حادثه ست نه رفتنِ کسی‌ فاجعه !

.

میدونی چرا خدا انیشتین و دکتر حسابی و نیوتن رو قبل از من آفرید ؟

میخواست قبل از طراحی نمونه اصلیش چندتا نمونه آزمایشی بسازه

الان من در خدمت شمام !

.

بعضیا همچین خودشونو میگیرن

انگار دی اکسید کربن میگیرن اکسیژن خالص پس میدن

در حالی که تو بهترین شرایط به عنوان کود بدرد چرخه هستی میخورن !

.

از سایت ۴SHARED میخواستم یه فایل دانلود کنم

۵۶۰ ثانیه صبر کردم؛ بعد پیغام میده میخوای این فایل رو دانلود کنی؟

پـــ نه پـــ خیلی حال داد یه بار دیگه بشمر من بازم برم قایم شمنیایا!!

.

یه بار تو یه جمعی بودم مامانم زنگ زد گفت :

یه سوالی ازت می پرسم اونجا تابلو نکن ! فقط با اره یا نه جواب منو بده ! باشه ؟

گفتم : باشه

گفت: اوضاع اونجا چه جوریه ؟!

.

همانا به تجربه دریافته شده است :

کسی که در رقص ، بلند کردنش سخت است

نشاندنش به مراتب سخت تر است !

.

ضربان و قدرتی که قلب من هنگام تفتیش گوشی و اتاق و لپ تابم توسط بابام داره

برای ۷ تا بیمار مرگ قلبی و مغزی و سرطانی کافیه !

.

این پفک جدیدا رو تف می زنی به هم نمی چسبن

از قصد این جوری ساختن تفریحاتمون رو ازمون بگیرن !

.

خواهرزاده‌ام وقتی میگه: این چیه؟؟؟؟

یعنی اون چیز پنج دقیقه دیگه بیشتر سالم نیست !

.

واقعاً چرا مجریای برنامه کودک همشون خاله‌ان ؟

چرا هیچوقت عمه‌ها مجری برنامه‌های کودک نمیشن !؟

.

.

اعصابمون خورده !!!

میخوایم پاچه یکی رو بگیریم پس سگ درونمون زندس

صبحونه یه عسـل کامل میخوریم

خــرس درونمون هم زندس

میریم اتاق یادمون میره چی میخواستیم

اسکل درونمون هم زندس

مگسو رو هوا میزنیم

قــــورباغه درونمون هم زندس

چمـــــــن میبینم میکنیمش

بز درونمون هم زندس

طرف میره هنوز عاشقش میمونیم

خــــــر درونمونم زندس

کلاً باغ وحشی داریم به تنهــــــــــایی !

.

شما در نظر بگیر داخل جیب شلوارت این چیز ها هست :

چند تراول چک – فندک – راز لبخند ژکوند – معمای مثلث برمودا

عکس عمه تون – چک برگشتی شریک پدرتون – کلید طلای یک واحد مسکونی مبله

قطعا وقتی دارید شلوارتون رو جلو پدرتون عوض میکنید

تنها چیزی که از جیب شلوارتون میفته جلو پای پدرتون فندکه !

.

دقت کردید وقتی اس ام اس میفرستید و پیامتون ۲تا میشه

اول قسمتهـای ادبی مثل ” ؛ ، !” حذف میکنید؛

وقتی جواب نداد کلماتُ میچسبونیم, مثلا صبحبخیر بجای صبح بخیر،

شبخوش بجای شب خوش، بسلام بجای سلام برسون

وای از اس ام اسی که باتمام فشرده سازی فقط و فقط ۲ حرف اضافی داشته باشه

و راه نداشته باشه یک اس ام اس کنی؛

اون موقع از لج همراه اول یا ایرانسل کلی چرت و پرت اضافه بــه پیام میکنی

که پیام اضافی هدر نره…!!

دریغ از وقتی که صرف فشرده سازی کردیم بخاطر ده تومن

ینی اگـــه این وقتُ برا درس میزاشتیم, PHD گرفته بودیم


نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم بهمن 1390 توسط تنها
چو عضوي ز زن ها شود آشكار ، دگر مردها را نماند قرار! (خواهرسعدي)


ترکه ميزنه روکون زنش ميگه اين چيه؟ زن ميگه کيکي که تو پختي! ترکه: لامصب با يه همزن و2 تا تخم مرغ عجب پفي کرده

مادر لر:چرا نميخوابي پسرم؟  بچه لر:ميترسم آخه بوا ديشب ميگفت بچه خوابيد بخورش

زندگي، فاصله بين پوشيدن ماي بيبي و ايزي لايف است. قدر لحظه هاي با شورت بودنت را بدان!

پدري براي آگاهي پسرش از مضرات عرق ، جلو خرشون عرق گذاشت ، خره نخورد!
پدر گفت ديدي،چه نتيجه اي ميگيري؟
گفت نتيجه ميگيريم هر کي عرق نخوره خره!

ترکه کفترش گم ميشه ميره تو روزنامه آگهي ميده: بياه بياه بياه


نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم مرداد 1390 توسط تنها
دانلود

امیدوارم خوشتون بیاد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 توسط تنها

وقت آن است كه اي گل پسران ناز كنيم!
تاقچـه بالا بگذاريم و «نــــــه»اغاز كنيم!

مطلبي هست در اين باره عيان مي گويم
بشنويـــم و همــه را مُطلع از راز كنيــم

جمله كون و مكان در كف شانس من وتوست
از خوش حالي بال در اورده وپــرواز كنيــم

با چنين وضعي اگر طالب همسر گشتيم
نازها بهر وي از پشــت هم اغاز كنيـــم

هوش باشيم الا اي پسران دم بخـــت!!
موقع عقد، شروط خودمان ساز كنيـم

گر چه زيبا و قشنگ است نگارت چون «قو»
بهر رو كم كني او را به مثل«غــــاز»كنيــم

نهراسيـــم كه شايـــد نظر او برگــردد
يا مبادا كه دمي ترس زانبار كنيم

ان قدر هست كه هر يك گل خود برچينيم
قبل چيدن،همه را جمـــله ورانداز كنيــــم

«مريم»و«ياسمن»و«لاله»و گل هاي دگر
«سوسن»و«قاصدك» و ياد گل ناز كنيـم

رسم عاشق كشي افسانه شود در عالم
بهر معشوقه كشي ، خلق هم اواز كنيم

بارها جنس مونث دل تان بشكسته است
زين سپس خون به دل دلبر طناز كنيــم

در جهازيِه او پاترول و مزدا خواهيم
قصد يك باغچه و خانه دلبــــاز كنيــم

سيرت خوب كه شرط است در اين كار، عزيز!
اجتنــاب از صنــم خــانه بر انـــــداز كنيــــم

گل بچـينيم و مبادا كه سريعـــاً گوييـــــم
«بعله» را و همه رشتــه خود باز كنيــــم

اي پسر!عاشق هر عشوه ونازي نشـــــوي!
بايد از بهر رخش عشق پس انـداز كنيم


نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم شهریور 1389 توسط تنها
 جون ميده با تو بريم ماهي‌گيري! - چطور؟ - آخه هيچكس به اندازه تو كرم نداره!

دورت بگردم چیست؟ دایره ای فرضی ست که تا اطلاع ثانوی از فرد مورد نظر حمایت می کند!

اگر می بینی اینقدر دوستت دارم... اگر می بینی فدات می شم... اگر می بینی تو دنیا با هیچ کس عوضت نمی کنم... باور کن اکس خوردی تو توهمی!!! 

عزیز دلم ! اگر تمام مردم دنیا جمع بشوند تا تو را از من بگیرند به آنان خواهم گفت : شما چرا زحمت کشیدید ، خودم می آوردمش

اگر مایلید با یک انسان عقب افتاده ازدواج کنید، موارد زیر را به خاطر بسپارید:

...

...

...

خاک بر سرت! مگه مایلی؟

 داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري

آرامش در زندگی بهترین چیزه پس بیا به آرامش فکر کنیم به عشق به زندگی به بهشت به زیبایی به جهنم به درک به تو چه به من چه برو اعصاب ندارم

میخوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره!


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم فروردین 1389 توسط تنها
به خدا حیفه تو این مملکت بمونی . کسی قدر تو رو نمیدونه اگه بری هند اونجا همه تو رو می پرستن

میخوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره!

 

با کسي رفاقت کن و دوست باش که وقتي باهاش دعوات شد ، زورت بهش برسه و بتوني بزنيش!!!

 

اگر مي خواهيد زندگي جديدي داشته باشيد با ما تماس بگيريد “” سازمان بازيافت زباله ”"


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389 توسط تنها

آیا فکر می کنید بی عرضه هستید؟
آیا فکر می کنید به درد هیچ کاری نمی خورید؟؟
آیا فکر می کنید بی مصرف هستید؟؟ به خدا درست فکر می کنید !!

رفتم گلستان که با عشق برات یه دامن گل بچینم
دیدم شلوار پامه !!

یک بار گفتم تو را دوست میدارم
۱۰۰۰بار گقتم غلط کردم !!!

سك سی ترین اس ام اس سال
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الهی چشات در بیاد كه این همه دنبال سك سی!

چشمهای تو مثل دریاست… اجازه میدی جورابامو توش بشورم؟

كلاغ تو آسمون تخم میزاره ولی تخمش نمی‌افته پایین، اگه گفتی چرا؟ ( نرو پایین اول فكر كن!)
.
.
.
.
.
.
.
فكر كن تنبل
.
.
.
.
چون شورت پاش بوده.

… زندگی دو چیز به من آموخت، که هرچی فکر می کنم یادم نمیاد چی بود

اگه یه همزبون می خوای ،
یه یار مهربون می خوای ،
خودشو حیرونت کنه ،
جونشو قربونت کنه ،
اصلا رو من حساب نکن !!!

سلام عزیزم معروف شدی بهت تبریک میگم شنیدم امسال قراره سال رو به نام تو نامگذاری کنند
.
.
.
سال گاو مبارک

یادت باشه كه یادم بیاری كه یادت بندازم كه به یادم بیاری كه یاد بدی دیگه این وقت
شب با

اس ام اس كسی رو اسكول نكنم

ديروز كلي انتظار كشيدم نيومدي
امروز التماس كردم بازم نيومدي
ميترسم فردا چشمامو پر از اشك كني و باز نياي!
چه بد درديه يبوست…!!!!!

رشتيه ████████████████████ مشترك گرامي دسترسي به اين اس.ام.اس امكان پذير نمي باشد

زبونی که نگه دوست دارم به درد بستنی لیسیدن میخوره !
پس
د
و
س
ت
د
ا
ر
ولش کن ! بستنیش خوشمزه تره !!!

همیشه مثل آفتابه قابل اعتماد باش !
که مردم همه چیزشان را به تو نشان دهند !!!

برق نگاهت
چشماي خمارت
لهجه ي حرف زدنت
منو ياد گداي سر کوچمون ميندازه !

از خدا مي خوام توي زندگي موانع رو از سر راهت برداره

چون خر نمي تونه مثله اسب از روي موانع بپره !!

كاشكي علم اونقدر پيشرفت مي كرد كه مي تونستم از همين جا بوسيله اس ام اس شصت پامو بکنم تو چشات !

براي نشون دادنه علاقم به تو 3تا کوه ميسازم:
اولي کوه وفا
دومي کوه صداقت
سومي یه کوه بلند تر که هر وقت زر مفت زدی از اون بالا پرتت کنم پايين !

خيلي بي فرهنگ و بي شعوري

در جامعه امروز بيداد مي کنه !

ميدوني رمز موفقيت چيه؟ بهت ميدم ولي قول بده پيش خودت بمونه. رمزش اينه:
0980947095977238473294709
هر چي زنگ ميزنم تلفنت نميگيره مثل اينکه جات خرابه
. . .
به مامانت بگو جاتو عوض کنه !

ببینیه چیز باحال سال تولد ت (میلادی) رو ضربدر عدد سنت کن بعد تقسیم بر 7 کن بعد نتیجه اش رو برای هرکی که میخوای اسکلش کنی بفرست

این اس ام اس ورزشیه
برو پائین
.
.
.
.
.
.
حالا برو بالا !

جون میده با تو بریم ماهی گیری آخه هیچ کس به اندا زه ی تو کرم نداره

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو…برو… برو… برو… برو…

بسه… حالا برگرد…!!

ik ik ik ik ik ik ik i k

ik ik ik ik ik ik ik i k

ik ik ik ik ik ik ik i k
آفرين! ايول! بهتون تبريك ميگم! شما بالاخره تونستيد به زبون ميمونها صحبت كنيد!

میخوام اسم تو رو با صابون تو ابرا بنویسم تا وقتی بارون میباره همه کف کنن !!!

تف به اين زندگي
تف به نامردي
تف به دلتنگي
تف به جدايي

تف برسون، تفم تموم شد!

به نام انکه طاووس را آفرید تا یه بوقلمونی مثل تو قیافه نگیره

شما مذکرید یا مونث ؟ برای دانستن جواب تنها کافیست پایین را نگاه کنید .
.
.
.
.
نیوتون این پایین رو نمیگم اون پایین رو میگم.

تو قلب من جا داری تو رگ های من جا داری درون من تو هستی . رفتم دکتر گفت انگل داری

بی تو مهتــــاب شبی بـاز از آن کوچه گذشتم
فکر نکن فکر تو بودم کار نداشتم ول میگشتم

دیشب جمال رویت را در ماه دیده بودم / گویا فضانوردان در ماه ریده بود

الان شب جمعه اس . گفتم یادی از اموات کنم
چطوری جنازه؟ (این  رو برا با جناغم فرستادم باهامون قطع رابطه کردن)

چندين ساله كه دوستت دارم و دوستت داشتم. ولي هر وقت خواستم به لبات نزديك بشم،منو با نفرت زمين زدي
.
.
.
امضا: اب دماغ

جارو برقی با اینکه می دونه زباله راه نفسش رو می بنده، باز هم هورتش می کشه
جارو برقیتم آشغال ! (یه بار 2 هفته مخ یکی و زدم . این رو براش فرستاد کل بهم فحش داد و دیگه جواب تلمو نداد)

اگر به تبپ خود اهمیت میدهید
با ما تماس بگیرید
صنف پالان دوزان کرج

اگر عاشق شدی در شهر غربت
سوار خر بشو برگرد ولایت

نمیدونم اون روز کی میاد که ..
.
.
.
.
تو بفهمی این پایین خبری نیست
برو همون بالا

اگر روزی کنارت گریه کردم……. بدان ان رون پیازی رنده کردم

ای مسیج که میروی به سویش
از جانب من برین به رویش

اخبار اعلام کرده   زیباترین  کره خر دنیا گمشده
بچه نشو  !  برگرد

 

دوتا سگ می خواستن با هم ازدواج کنن ،
عروس موقع بله گفتن ميگه :
با اجازه پدر سگم , مادرسگم , برادرهای توله سگم و خود تخم سگم واق واق

خانومه 8 قلو بچه دار میشه ولی میبینن هر کدوم از بچه هاش یه رنگی هستن !
تحقیق که می کنن می بینن به جای قرص ضد حاملگی اسمارتیز خورده بوده !

مامانه داشته واسه بچه اش لالائی میخونده
بعد از 15 دقیقه بچه میگه :
خوب دیگه مامانی بزار بخوابم !!

به مجنون زد شبی لیلی اس ام اس ،،،
که آخر تا به کی تاخیر و ، فس فس ،،،
اگر عقدم نخوانی سال جاری،،،،
روم تهران شوّم دختر فراری !!!

دو تا زن داهاتی قرص اکس میخورن تا صبح نون می پزن

یه سیب زمینی شوهرش میمیره بند نمیندازه میشه کیوی

دو تا قمی با هم ازدواج میکنن بچشون میشه قمقمه

فرق زن با قلیون :
رو قلیون 5 دقیقه کار میکنی 3 ساعت حال میده
رو زن سه ساعت کار میکنی 5 دقیقه حال میده


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم فروردین 1389 توسط تنها

غضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين غضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

غضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.

راستي:‌غضنفر جان خواستم برات ‌کمی پول بفرستم ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388 توسط تنها

 بسيجي مي ره دم مغازه عروسک فروشي مي پرسه ببخشيد آقا اين خواهرا چندند ؟

يه روز يه نفر از تير مي ره بالا از شهريور مي آيد پايين

اگه گفتي آخوند را برعکس کني چي ميشه ؟ . . . . . . . .              امامش مي افته

یه یارو بچش نمي خوابيده بهش ژل مي زنه

يه روز  یه نفر داشته پشت بام خونش آسفالت مي کرده ، آسفالت زياد مي ياره سرعتگير مي ذاره


یه بابایی مي خواسته گردو بشکنه ،گردو را مي ذاره زير پاش با آجر مي زنه تو سرش


آخونده سوار تاکسي ميشه جلو ميشينه ميگه آقا لطفا منو دو نفر حساب کن! راننده ميگه برو بابا من تو رو تخممم حساب نمي کنم


یکی مي ره آمپول بزنه. دکتره ميپرسه چپ بزنم يا راست؟  ترکه ميگه کون مارو سياسيش نکن وسط بزن

خروسه دسته مرغه رو ميگيره ميبره مغازه مرغ فروشي ميگه نگاه کن خانوم من وقتي ميام خونه تو بايد مثل اين باشي
به یه بابایی ميگن چرا اينقدر سي ديت خش داشت؟  ميگه آخه آهنگ قشنگاشو علامت زدم

یه یارو  خيلي خوابش ميامده  دوتا رختخواب ميندازه


یکی زن اسرائيلي ميگيره شب اول رو تشک حاضر نميشه

یه بابایی دفترچه خاطراتش پر ميشه ميندازش دور

یه نفر  ميره از بانک وام بگيره ضامن نداشته منفجر ميشه

یه یارو ميره نماز جمعه جوگير ميشه موج مکزيکي ميده

يه جانباز 40 درصد با يه جانباز 60 درصد ازدواج ميکنه بچشون شهيد ميشه


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388 توسط تنها

ترکه صبح یه لیوان خاکشیر میخوره، تا شب پشتک میزنه که ته‌نشین نشه!

ترکه زن ژاپنی میگیره هر پنج دقیقه بهش میگه خوب خوابت میاد برو بگیر
بخواب….!

ترکه کارخانه عمامه سازی می زنه بعد از یک هفته پلمپش می کنند.بهش می
گن:تو کارت خوب بود جیکار کردی پلمپش کردند؟می رن تحقیق می کنند می بینند روی عمامه ها آرم نایک می زده

ترکه میره خیاطی میگه: با این پارچه برام یه کت و شلوار بدوز، فردا نیام بگی سوزنم شکست، برق نبود، چرخم خراب شد، اصلا پدرسگ نمیخواد بدوزی، پارچه رو بده.

ترکه با جکی جان دعوا میکنه , جکی جان لباسشو پاره میکنه و میگه : آه… پنچه ی عقاب ..ترکه هم شلوارشو میکشه پایین و میگه :ها!! .ک..ر خر

تركه اومده بوده تهران كه از رفيقش خانوم بلند كردن ياد بگيره، خلاصه با رفيقش ماشين رو برميدارن و مشغول ميشن. هنوز ده دقيقه ..چرخ نزده بودن، كه يك دختره رو سوار ميكنن، رفيقش از دختره ميپرسه: جيگر لب ميدي؟! دختره ميگه: نه! رفيقشم ميگه: پس پياده شو، وقت مارو نگير!! دختره رو پياده ميكنن، يكم ميرن جلوتر و يكي ديگه رو سوار ميكنن و اين يكي از قضا نه تنها لب كه خيلي چيزهاي ديگه‌هم ميداده!! خلاصه اونشب رو يك حال اساسي ميكنند و فرداش هم تركه از رفيقش تشكر ميكنه و برميگرده ديار خودش كه آموخته‌هاشو به كار ببنده!  از بخت بلند همون شب اول، يك شاه .. اساسي ميخوره به تورش، همين كه طرف سوار ميشه، تركه ميپرسه: جيگر لب ميدي؟! دختره ميگه: آره جيگر!  تركه يكم طرفو نگاه ميكنه، باز ميپرسه: نه مرگ من يك لب ميدي؟! زنه ميگه: آره خوب… تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: پس من پياده ميشم!

به تركه ميگن چرا زن نميگيري؟ميگه آخه كسي زنش رو به من نميده!

تركه داشته خرش رو مي زده مردم بهش ميگن چرا زبون بسته رو ميزني؟ميگه موضوع خانوادگيه،شما دخالت نكنيد!

تركه ميره خواستگاري،پدر مادر دختره ميگن دختر ما ميخواد درس بخونه،تركه ميگه خوب من ميرم دو ساعت ديگه ميام!

تركه نشسته بوده كنار جوب، نون خشك ميزده تو آب جوب ميخورده وهي ميگفته خدايا شكرت! يه يارو بهش ميگه: بدبخت! تو كه داري نون خشك با آب جوب ميخوري، ديگه چرا هي خدا رو شكر ميكني؟ تركه ميگه: خدا رو شكر ميكنم كه اين تير برق نرفت تو كونم!

يارو داشته با بچش بازي ميكرده، ‌هي بچه رو پرت ميكرده بالا، تو هوا مي‌گرفتدش. يه بار بچه رو خيلي ميندازه بالا، بچه ميفته تو خونه همسايه (كه از قضا همشهري آذربايجاني بوده) تركه هم بچه رو مياره ميگه: ايندفعه آوردم، ولي اگه دفعه ديگه بندازي پارش ميكنم!

كميته تركه رو مست و پاتيل تو خيابون مي‌گيره. بهش مي‌گند: مرتيكه كثافت! گمشو برو تو ماشين، ‌باباتو ميسوزونيم! همين جور كه داشتند مي‌چپوندنش تو ماشين، تركه هي داد و بيداد ميكرده كه: چيكارم داريد؟ آخه منو واسه چي گرفتين؟ سربازه بهش ميگه: واسه عرق خوري. تركه ميگه: د بابا اينكه دعوا نداره! خوب بيارين بخوريم!

تركه وايستاده بوده دم مدرسه دخترونه، يكي مياد بهش ميگه: ‌آقا واسه چي اينجا وايستادي؟ تركه ميگه: ‌وايستادم كه وايستادم، اصلاً به ت..مم كه وايستادم!

تركه وايستاده بوده تو صف اتوبوس، ميبينه نفر كناريش يك كتاب كلفت دستشه، روش نوشته فلسفه و منطق. ازش ميپرسه: ببخشيد قربان، اين يعني چي؟ فلسفه و منطق ديگه چيه؟! يارو ميگه: ببين، مثلا شما تو خونتون آكواريوم دارين؟ تركه ميگه: آره. يارو ميگه: خوب تو آب اين ماهي رو عوض ميكني؟ بهش غذا ميدي؟ تركه ميگه: خوب آره. ميگه: چرا؟ ميگه: آخه اگه بهش غذا ندم كه ميميره. يارو ميگه: آفرين! پس فلسفه تو از غذا دادن به ماهي اينه كه زنده بمونه. تركه ميگه: عجب! ‌خوب حالا منطق چيه؟‌يارو ميگه: ببين شما اگه خواهرت يك شب دير بياد خونه،‌چي فكر ميكني؟ تركه ميگه: خوب فكر ميكنم كار داشته، دير اومده. ميگه: خوب حالا اگه شب دوم باز دير بياد چي؟ ميگه: خوب فكر ميكنم رفته خونه اون يكي خواهرم. ميگه: حالا اگه شب بعد هم دير بياد چي؟ ميگه: ‌خوب بهش شك ميكنم. يارو ميگه:‌هان! يعني از لحاظ منطقي شك ميكني كه چون خواهرت هر شب دير مياد، لابد كار بد ميكنه. تركه ميگه:‌آهـان، پس فلسفه و منطق اينه! بعد از يك مدت تركه ميره يه كتاب فلسفه و منطق ميخره، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: اصغر! اين فلسفه و منطق يعني چي؟ ميگه: ببين شما تو خونتون آكواريوم دارين؟ رفيقش ميگه: آره. تركه ميگه:‌هان! پس خواهرت جنده ست!

تركه ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر من و خانومم بلد نيستيم با هم ازون روابط برقراركنيم! دكتره ميگه:‌جانم اين كه كاري نداره، (همون مو قع دو تا گربه رو ميبينه كه رو ديوار سخت مشغولند) ميگه: مثلا اون دو تا گربه رو ديوار نگاه كن، ببين نره واستاده پشت، مادهه واستاده جلو و… خلاصه اساس كار رو توضيح ميده. يه مدت ميگذره، يه روز دكتره زنه تركه رو ميبينه سياه پوشيده، داره گريه ميكنه. ازش مي‌پرسه: انشاالله بلا دوره، چي شده خانم؟! ميگه: شوهرم از بالاي ديوار افتاد پايين!


.: Weblog Themes By Pichak :.


بچه های معماری پیام نور سمنان

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ